تبليغاتX
mr-halloo.com افاضات آقای هالو

افاضات آقای هالو
این سایت توسط هالو و دختر بزرگه اش مشترکن اداره می شود

منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
تعداد بازدیدها:

.:::. هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.:::.

پروفسور ثقه الاسلام تیمسار دکتر حاج سید مهندس محمد رضا خان هستم و بچه‌ی ناف تهرونم. تو محله‌ی گذر لوطی صالح به دنیا اومدم و تو صامپزخونه مدرسه رفتم و تو خیابون میتی موش میدون شاپور بزرگ شدم. با این که دیپلم ریاضی داشم, خدا زد پس کله ام و رفتم دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران. با این که رشته‌ی تحصیلیم گرافیک بود, باز خدا زد پس کله ام و سر از سینما در آوردم. تا حالا هم دوازده تا فیلم سینمایی و سریال به عنوان بازیگر, طراح صحنه و لباس, فیلمنامه نویس, مجری طرح, کارگردان و تهییه کننده تو کارناممه. به علاوه‌ی هفتاد هشتاد تا فیلم مستند صد من یه غاز. چند سالی یه که مرتکب شعر می شم , اونم شعر طنز و هالو تخلص می کنم. به قد و قواره ام نگا نکنین, چون گذشته از اون که عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران و عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران و انجمن صنفی شرکت های تبلیغاتی و عضو دایمی آکادمی داوری خانه سینمام , عضو چند انجمن ادبی هنری تهرون هم هستم. حالا بگذریم که تا قبل از باطل شدن مجوز کار و بسته شدن دفتر کارم، مدیر عامل موسسه مینا فیلم و با حفظ سمت مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا هم بودم. روده درازی نکنم. میگن ممنوع الکاریم به خاطر شعرامه. تو رو خدا بخونین ببینین من چیز بدی گفتم؟!
_______________________

با پوزش از دوستانی که منت می گذارند و مرا برای خواندن و نقد اشعارشان دعوت می کنند، جدن شرمنده هستم از این که فرصت کافی برای لذت این کار را خدا به من نداده است.
کاش شبان روز 40 ساعت بود.


ماهانه هالو
اردیبهشت 1391
آبان 1390
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

تهیه افاضات از
بقالی آقای هالو

موضوعات
طنز
نطنز
شعر
نثر
آس و پاس
تبریک
خبر
خرید افاضات

برچسب‌ها
عکس (2)
کلیپ (1)
شعر طنز (1)
بقالی هالو (1)

نویسنده ها
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو)
یانه سری

لینکدونی
فهرست
مکتب خونه هالو
سالگرد وبلاگ هالو
مانیسا گله-دختر کوچیکه
هالوچه ها
تولد هــــالو
دکتر هوهولوهو
بی تـــــــو
خالو راشد
محمد جاوید
[ ]

.


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! دنبالم کنید RSS
محمدرضا عالی پیام (هالو)

صفحه هالو و دختر هالو



قالب از

mjtsuq


Powered By:
BLOGFA.com


5 - پست میان هفته
دیداری تازه با تاریخ

http://s3.picofile.com/file/7385579458/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3.jpg

دیشب کتاب «دیداری تازه با تاریخ» نوشته محمد حسنین هیکل – روزنامه نگار بنام مصری – با ترجمه حسن فرامرزی را می خواندم. بخش چهارم این کتاب – که توسط سازمان انتشارات هفته در سال 1369 به چاپ رسیده است – مربوط به ملاقات های هیکل با شاه ایران است. در صفحه 150 و 151 از میان صحبت‌های چند ساعته آنان، مطلبی به نظرم جالب رسید که گفتم آن را برای شما عینن نقل کنم:
امپراتور (هیکل همه جا شاه را امپراتور خطاب می کند) تا این جا در نهایت صبر و حوصله گوش می‌داد و تقریبن بی حرکت نشسته بود و تنها یک بار عینک خود را روی چشمش تثبیت کرد. وقتی از نخستین پرسش خود که انصافن و با اجازه خود او در کمال صراحت بیان شد فارغ آمدم، رشته سخن را به دست گرفت و گفت:
«به همه پرسش های شما پاسخ خواهم داد. اما قبل از آن یک سوال از شما دارم که ممکن است برایتان یک فرع باشد ولی برای خودم مهم است. شما در سوالتان دوبار از خلیج نام بردید اما در هر دوبار آن را بدون صفت ذکر کردید و فقط گفتید خلیج. آیا این خلیج صفت ندارد؟ بگذارید از شما بپرسم صفت این خلیج که در مدرسه آموختید چه بوده است؟»
به خنده گفتم: منظور شما را فهمیدم... در مدرسه و از سال های دور آموختیم که صفتی دارد ... آموختیم که خلیج فارس است.
امپراتور گفت: نه فقط از سال های دور ... شما حتا تا همین چند سال پیش هم آن را خلیج فارس می نامیدید ... من شخصن از رادیو شنیدم که عبدالناصر در نطقی که درباره جنبش قومی عرب ایراد کرد، چند بار به تکرار این عبارت دست زد که «من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی (از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس- مترجم) پس چرا و ناگهان از چند سال پیش تصمیم گرفتید طبیعت و تاریخ را عوض کنید و صفت خلیج فارس را از یاد ببرید و آن را خلیج عربی بنامید؟
امپراتور در این سخنان خود جدی و قاطع بود... به او گفتم: شاید به این علت بوده است که ما دریافتیم نام خلیج فارس، منسوب به کشور پارس بوده است. سپس متوجه شدیم که شما پارس قدیم را به ایران جدید تبدیل کردید و شما به این ترتیب خلیج را تنها گذاردید. چرا که کشوری که نام خود را بر آن نهاده بود آن را تغییر داد ... و ما پی بردیم که خلیج تنها و بی کس شده است. به همین جهت صفت خود را بر آن نهادیم که تغییر ناپذیر است و بر این اساس خلیج عربی نامیده شد.
امپراتور سری تکان داد و گفت: خیر، من جدی صحبت می کنم ... می خواهم بدانم شما چرا طبیعت و جغرافیا را عوض کردید؟ از وقتی دنیا این خلیج را کشف کرد و شناخت، فارسی بوده است. ..
گفتم: شاید نقطه نظر دیگری در این خصوص داشته باشم نمی دانم شما را راضی می کند یا این که آن را رد می کنید... ما متوجه شدیم که هفت کشور عربی یعنی عراق، عربستان، کویت، بحرین، امارات ، عمان و قطر بر سواحل آن قرار دارند و تنها یک کشور غیر عرب یعنی ایران در این وسط به چشم می خورد که این یعنی نسبت هفت کشور عرب به یک کشور غیر عرب، آیا این تفسیر قابل قبول است؟
امپراتور گفت:: آیا مظاهر تاریخ و جغرافیا با این حرف و شیوه ها تغییر می کند؟ آیا پاکستان مثلن می تواند خواستار شود که نام اقیانوس هند تغییر کند یا بخواهد که صفت پاکستان هم اضافه شود؟ نکته ای که روی آن تاکید دارم این است که تنها به تاریخ مربوط نمی شود در واقع مشکل اصلی، مشکل روانی است ... شما یا بهتر بگویم بعضی از شما ناگهان تصمیم می گیرید که نام ما را از روی پرچم جغرافیایی که در سرتاسر زمان بدان اشتهار داشته است بردارید ... آیا این حق ما نیست که مسئله را مورد سوال قرار دهیم ...
نویسنده در صفحه 152 از این برخورد شاه چنین نتیجه گیری می کند:
. . . این نوع روحیه ناشی از یک نوع تربیتی است که پدرش او را بر اساس آن بار آورده و نیز حاکمیت شخصیت پدر بر پسر در طول زندگی اش بوده است ....
نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: نطنز

4 - پاسارگاد در ارومیه

http://s3.picofile.com/file/7382423759/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%A7%D8%AF.jpg



سال ها سال در ارومیه
در جوانی خود شنا کردیم
در پاسارگاد نیز در هر عید
راه رفتیم و حال ها کردیم

حال از برکت سر دولت
باید این کار جابجا بکنیم
در ارومیه مان قدم بزنیم
در پاسارگاد هم شنا بکنیم

http://s3.picofile.com/file/7382424301/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%87.jpg

نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: طنز

3 - پست میان هفته
پیشاپیش از گذاشتن این نگاره پوزش میخام. نمی دونم چرا منو یاد روابط سیاسی ایران و امریکا و روسیه انداخت. ببخشید . . .


http://s3.picofile.com/file/7380806662/%D8%B3_%D8%A8%D8%B2.jpg


این حاج آقا نمایندهه هست که همه کاریکاتورشو می کشن، منم اومدم بکشم نمی دونم چرا این جوری دراومد... حالا جامهرشو کجا بذارم؟

http://s3.picofile.com/file/7380806876/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%A9.jpg

برچسب‌ها: عکس
نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع:

2 - آلت ساز

بچه ها بدوین وبلاگ هالو به روز شد


دوستان عزیز درود بر همه شما و همه آزاد اندیشان آزاده.

مدتی این مثنوی تاخیر شد. علتش هر چه بود بی خیال. ولی بالاخره با اصرار و همت دختر بزرگه ( یانه سری عزیز) دوباره برگشتیم به همون روزهای خوش وبلاگ پرانی.

همه‌ی تلاش خود را به کار می گیرم تا وعده های شب جمعه به شب جمعه مان سر جایش باشد. یعنی هر پنچشنبه یک مطلب تازه.

مطالب وبلاگ را خودم به روز می کنم (البته در مورد عکس ها دختره زحمت های فنی شو می کشه) پاسخ کامنت ها را هم اگر من بدم می نویسم هالو و اگه دخملی بده اسم خودشو می نویسه.

خب دیگه چی باید بگم؟ آخی چقد حرف زدم. حالا بریم سر اصل مطلب که همون شعر باشه. آهان اینم بگم که ممکنه بعض مطالبی که این جا می دارم با مطالبی که توی پروفایل فیس بوک می ذارم (یا دخملی تو صفحه هالو تو فیس بوک می ذاره) یکی باشه. از همین حالا از اهالی ضاله فیس بوکی عذر می خام که شعر تکراری می خونن. ولی خب خیلی هام به فیلتر شکن دسترسی ندارن و هنوز به فضای وبلاگ وفادار موندن. چی می گفتیم؟ آهان شعر:

آها راستی اینم بگم . . . نه ولش کن. بعدن می گم.

12.00

آلت ساز

 

پریشب نشان داد تلویزیون

گروه نوازنده هاى جوان

به همراه انواع و اقسام ساز

ولى ساز پشت دکورها نهان

 

کسى گفت با من: چرا این جورى ست؟

چرا ساز مزقونشان لاى پا ست؟

چرا آلت سازشان مخفى است

نپرسد کسى این صدا از کجاست؟

 

از این جا به بالایشان توى کادر [1]

کلوزآپشان را نشان مى دهند

نگوید کسى چیست در دستشان

که آن را مرتب تکان مى دهند؟

 

به او گفتم : آخر صداهاى ساز

حلال است بر کودک و مرد و زن

فقط باشد از بیخ و از بن حرام

نشان دادن آلت ساز زن! [2]



[1] - این مصرع سمعى بصرى است. سمعی بصری هم همان دیداری شنیداری ست

[2] - ظریفی می گفت: با این حساب نی زن یا ویلون زن را چگونه باید نشان داد؟ گفتم : مشکلی نیست. کادر برعکس می شود:

                                      برا  نی زنه یا ویالون  زنه          نشون دادن بخش پایین تنه

انجمن امیر کبیر چهارشنبه آینده ( 27 اردیبهشت) دانشکده فنی - امیر آباد شمالی - 7 شب به بعد

کلیپ شماره 67 افاضات آقای هالو - آلت ساز


برچسب‌ها: کلیپ, عکس, شعر طنز
نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: طنز

1 - هم وطن شب جمعه دو چیز یادت نره ، دوّم www.mr-halloo.com
سلام
نویسنده:
یانه سری ׀ تاریخ:دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: خبر

مژده به هالو پسندان

http://www.editingmyspace.com/EMS/en/i/nbounce.gif

لوح تصویری7 آقای هالو            لوح تصویری ــ8ـشت+صوتی2

لوح تصویری 5 آقای هالو                     لوح تصویری 6 آقای هالو

لوح تصویری 3 آقای هالو + CD صوتی      لوح تصویری 4 آقای هالو

لوح تصویری1آقای هالو                          لوح تصویری2آقای هالو

    دیوان هالو !

دفتر اوّل افاضات آقای هالو            دفتر دوّم افاضات آقای هالو

http://www.editingmyspace.com/EMS/en/i/nbounce.gif

دفتر سوم افاضات آقای هالو            دفتر چهارم افاضات آقای هالو

دفتر پنجم افاضات آقای هالو  

افاضات  دوستان     

می تونید افاضات آقای هالو را در ماه نامه طنز خطخطی دنبال کنید.عرضه در دکه های مطبوعات سراسر کشور

اگر بهتون نرسید از ما بخواهید در بقالی آقای هالو

 محمدرضا عالی پیام: با پوزش از دوستانی که منت می گذارند و مرا برای خواندن و نقد اشعارشان دعوت می کنند، جدن شرمنده هستم از این که فرصت کافی برای لذت این کار را خدا به من نداده است.
کاش شبان روز 40 ساعت بود.
    

http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_wink.gif


برچسب‌ها: بقالی هالو
نویسنده:
یانه سری ׀ تاریخ:جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: خرید افاضات

فهرست افاضات آقای هالو
انتخاباتبهتر تریندزد بازار
وکیل و الوکلامادر زنراز مگو
استخداماجاره نشینآبگوشت
بهشت و جهنمبق بقوباغ
باران رحمتپیریبیست و نهم اسفند
چشم پزشكجنگ جهانی سومبود و نبود
چند شوخي با بابا طاهرخروس بی غیرتتوپ خالی
در باغ سبزداماد آدمچیزی که عوض دارد گله ندارد
حاضر جوابيسر پیری و معرکه گیریداستان زاهد و گربه
آزادیشلاقشل کن سفت کن
ديروز – امروز – فرداچند بیتی هادرد کمر
قوم و خویش خدادو بيتي هاي گلي مليقلابی
عیسی به دین خود - موسی به دین خودنفربن نا مهسكوت
مجلس ترحیمگفتم - گفت با حافظشلاق
صالحات باقیاتگلستان من نکن ورقیهدیه به انجمن شعرای شمیران
مرد چهار زنهیک دروغ - چهل دروغمشت ترديد
وصیت شیخیک سوال بی جوابمشت محکم
مورچه و بلبلزبان حال جهان سومی هایکی بود ، یکی نبود
لنگ حمومهالوی بی الفجیم بل
از کجا آورده ایحمّامباد
ما را بسفقر فرهنگىانتخابات
بگير و ببنديا اين ورى يا آن ورىتوبیخ نامه ای بنام -تبریک ازدواج
تهیه افاضات آقای هالو فقط اینجا سال روز پرتاپادعاهاى كم و بيش

نویسنده:
یانه سری ׀ تاریخ:سه شنبه هفدهم آبان 1390 ׀ موضوع:

قوم و خویش خدا
این شعر قبلا در وبلاگ ثبت شده بود

به دلیل در خواست دوستان تکرار شد.

آدمی می شناسم از دوزخ 

خوف و تشویش دارد و من نه

بس که می ترسد از عذاب خدا 

هول از آتیش دارد و من نه

دائما ذکر گوید و ، تسبیح  

در کف خویش دارد و من نه

قلبی آکنده از خدا و سری 

باطل اندیش دارد و من نه

بس عجول است در رکوع و سجود 

 گویی او جیش دارد و من نه

تا رسد ز آسمان به او الهام  

دو سه تا دیش دارد و من نه

گوئیا با خدا بُود فامیل 

او که این کیش دارد و من نه

بهر ماموریت ز بیت المال 

هی سفر پیش دارد و من نه

توی هر شهر از بلاد فرنگ 

 قوم یا خویش دارد و من نه

برنگشته ز انگلیس هنوز 

سفر کیش دارد و من نه

بهر حج تمتع و عمره 

کوپن و فیش دارد و من نه

زندگی تخته نرد اگر باشد 

او دو تا شیش دارد و من نه

پانزده تا مغازه ، یک پاساژ 

توی تجریش دارد و من نه

در دزاشیب باغ و در قلهک  

خانه از خویش دارد و من نه

یازده تا عیال ، صیغه و عقد 

 بی کم و بیش دارد و من نه

گر چه با گرگ ها بود دمخور 

ظاهر میش دارد و من نه

دانی او این همه چرا دارد ؟ 

 چون که او ریش دارد و من نه

------------------------------

میکروفن را بگیر از هالو 

سخنش نیش دارد و من نه

نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ׀ موضوع: طنز

سال روز پرتاپ
                                                 (با پوزش از خانم های کم جنبه)          

سالروز پرتاب

  روز پرتاب زن ايرانى

 اولين زن به فضا از ايران

 (انوشه انصارى)    

 بر شما باد مبارك

 اما

 باش اى دوست به اميد همان روزى كه

 آخري شو به فضا پرت كنیم

نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ׀ موضوع:

بگير و ببند
ميگن بدجور گير و داره تهرون

 تموم لات و لوتا رو گرفتن

 به جرم ارتباط غير شرعى

 ميگن مجنون و ليلا رو گرفتن

 تموم شاعرا رو جمع كردن

 رهى، خيام، نيما رو گرفتن

 سپس جامى، نظامى، شيخ سعدى‏

 منوچهرى و صهبا رو گرفتن

 چو وامق ديد مأموران ارشاد

 فلنگو بسته عذرا رو گرفتن

 از اون جايى كه پارتى داشت يوسف‏

 فقط دوست زليخا رو گرفتن

 قِسِر در رفته‏ان شيرين و خسرو

 اونام فرهاد تنها رو گرفتن

 پس از اون، حافظ مست عرق خور

 خمار بى سر و پا رو گرفتن

 شنيدم ايرج ِ  ميرزا گير افتاد

 رييس بچه بازا رو گرفتن

 ميگن لو رفته باباطاهر لخت

 بدون لنگ بابا رو گرفتن

 و بعدش شاهد و ساقى و مطرب

 ميگفتن هر سه چار تا رو گرفتن

 به تعقيب و گريز ترك شيراز

 سمرقند و بخارا رو گرفتن

 به جرم عشقبازى روز روشن

 قنارى، فنج، مينا رو گرفتن

 توى جردن به جرم بدحجابى

 همين ديروز حوا رو گرفتن

 تو خونه تيمى ِ يه تيم فوتبال

 على دايى، نكيسا رو گرفتن

 برا مالوندن ملى گراها

 تموم ملى پوشا رو گرفتن

 حوالى ولنجك تو يه پارتى

 چهل تا مست رسوا رو گرفتن

 هنرپيشه فراوون بوده اون جا

 فقط جمشيد آريا رو گرفتن

 ببخشيد، غير از اون يكى ديگه‏ام  بود    

كى بود؟ هان ! فاطمه معتمد آريا رو گرفتن

چرا اين مصرعش بالا بلنده ؟

 شايد چون دست بالا رو گرفتن

 از اون وقتى كه دانا شد توانا

 تواناهاى دانا رو گرفتن

 ميون صفحه‏ى شطرنج، ديشب

 وزير مشكى و شا رو گرفتن

 نه تنها رستم و سهراب و بيژن

 آناهيتا، آنيتا رو گرفتن

 به خاك و خون كشيد اسكندر اين ملك

 ولش كردند و دارا رو گرفتن

 به جرم اجتماع بى‏مجوز

 سه مرغابى رو تو دريا گرفتن

 شد آقا شاكى از طوبى عيالش

 ولى بر عكس، آقا رو گرفتن

 ميگن طوبى به قاضى رشوه داده

 از اين رو سوى طوبي رو گرفتن

 درون دادگاه بلخ دزدو

 رها كردند و بنا رو گرفتن

 شكايت كردن از عيسا پزشكا

 به جا عيسا، يهودا رو گرفتن

 ميگن ليلاج اوستاى قماره

 به جا اوستا، اَو ِستا رو گرفتن

 فريدون مشيرى شعر مى‏گفت

 فريدون هويدا رو گرفتن

 به جرم حمل نيم مثقال شيشه

 تموم شيشه بُرها رو گرفتن‏

 يكى قليون كشيده توى دربند

 تموم اهل اون جا رو گرفتن‏

 براى زهره چشم از بچه‏هامون

 زدن دارا و سارا رو گرفتن‏

 گزارش داده چوپان دروغگو

 كه دهقان فداكارو گرفتن‏

 براى قافيه ما رو ببخشيد

 كه حال شاعر ما رو گرفتن‏

 براى خوندن اشعار هالو

 يكى مى‏ گفت: ملا رو گرفتن
نویسنده:
سیّد محمد رضا عالی پیام (هالو) ׀ تاریخ:چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ׀ موضوع: طنز

<<©All rights reserved to halloo.blogfa.com >>theme by: template-weblog

Online User